محمد حسن خان اعتماد السلطنه
41
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى )
حدود نجد فرستاد و شهر ورعيه را خراب كرد و عبد اللّه بن سعود رئيس وهابيه را مغلول نموده به اسلامبول فرستادند و او را در آنجا مقتول ساختند و حاجى حيدر عليخان بعد از انجام سفارت به مكه رفته از راه شام به تبريز آمد و مورد الطاف نايب السلطنه شد . اولاد ميرزا على اكبر قوام الملك ابن حاجى ابراهيم خان اعتماد الدوله ، ميرزا فتحعلى خان صاحب ديوان و ميرزا حسنعلى خان نصير الملك و مرحوم ميرزا على محمد خان قوام الملك ثانى است ، كه سى و شش نفر سيد را كه تهمت ياغىگرى به اهل قريه زده و به اين بهانه در يك شب در زمان وزارت برادر خود جناب ميرزا فتحعلى خان صاحبديوان سى و شش نفر سادات آن قريه را كشت و خود بعد از سه روز مرد . كليهء اشخاص كه هنگام تحرير اين كتاب از اعقاب و نباير حاجى ابراهيم خان اعتماد الدولهء شيرازى در حيات هستند و معروف بالقاب دولتى ميباشند . از اينقرارند : معروفترين آنها جناب ميرزا فتحعلى خان صاحبديوان است كه در سنهء هزار و دويست و سى و شش كه تقريبا دو سال و نيم قبل از وفات حاجى محمد حسينخان صدر اصفهانى در شيراز تولد شده است و اكنون در ايالت خراسان است و در عداد وزراى بزرگ بشمار مىآيد ، در هزار و دويست و پنجاه و پنج به طهران آمده . پدرش ميرزا على اكبر قوام الملك ماهى پنجاه تومان در به دو حال به او داده وى را روانهء طهران ساخت ، تا در عهد محمد شاه غازى در پايتخت مواظب امور بوده ، سمت پيشكارى پدر را داشته باشد ، چندى از روى نيرنگ و تدبير خود را در به دو امر نوكر ميرزا تقى خان امير نظام اتابيك اعظم نموده تقربى يافت و بعضى تحريرات حضور او را نموده قبل از عزل ميرزا تقى خان به فراست بعضى مطالب درك كرده ، چنانچه از خاندان خود وراثت داشت ، بناى بىحقوقى را گذاشت و محرمانه بطور خفيه با ميرزا آقا خان نورى كه بعد صدر اعظم شد ، راهى پيدا كرد چون او معزول و اين منصوب آمد ، بيشتر ترقى كرد . آخر الامر با ميرزا آقا خان صدر اعظم هم صريحا با همه عجزى كه داشت بناى مخالفت را گذاشت و محض برائت ذمت از خيانت پدر خود ميرزا على اكبر قوام الملك ، خارج شدن ابو شهر را به آقا ميرزا آقا خان صدر اعظم نسبت داده و برملا گفت كه گرفته شدن بوشهر